تبلیغات
نارنج سبز ورزش و حاشیه ها

نارنج سبز ورزش و حاشیه ها
تحلیل ورزش و حاشیه های آن
نویسندگان
نظر سنجی
آیا ورزش کشور را در زمان علی آبادی موفق می دانید ؟



ابر برچسب ها
لینک های مفید
دادکان منتقد کفاشیان است ، منتقد وزیر ورزش هم هست ، منتقد قرارداد کی روش هم هست ، مایلی کهن را قبول ندارد ، در دوره ای منتقد صفایی فراهانی بوده و بعد با علی آبادی سرشاخ شده و در مورد علی سعیدلو هم نقدهایی داشته. تقریبا در چند سال اخیر مدیری نبوده که دادکان او را تایید کند و این نکته ای مهم در انتقادهای محمد دادکان است.انتقادهایی که درست هستند اما فقط یک منتقد آنها را انجام می دهد نه مدیری که خودش در نیمی از سال های مدیریت به همین مشکلات دچار بوده.


 محمد دادکان هوادارزیاد دارد. از آن هایی که به خاطرش رگ گردنی می شوند . از آنهایی که می گویند مدیر برای ورزش و فوتبال فقط محمد دادکان .مدیریت حتما کار مشکلی است ، اما محبوبیت در مدیریت ورزشی خیلی کار سختی نیست . یک مدیر اگر باهوش باشد و به موقع خوب صحبت کند برای محبوب شدن نیازی به کارنامه ویژه ندارد. او می تواند با حرف ها و رفتارش بدون کارنامه مثبت مدیریتی به محبوبیت برسد.

یکی از مثال های ویژه در این مورد حسین هدایتی دولابی است. مدیری که کارنامه درست و حسابی در هیچ باشگاهی ندارد اما به خاطر هزینه هایی که برای فوتبال کرده و مصاحبه هایش به محبوبیت زیادی رسیده. هواداران او کاری ندارند که هدایتی پرسپولیس را قهرمان تحویل گرفته و پنجم تحویل داده کاری ندارند که استیل آذینش منحل شده و گهر درودش به باد رفته . کاری ندارند که ملوان تحت مدیریت او به پایین جدول رفت و امسال به سختی درحال نجات است. هواداران او می گویند هدایتی پول به فوتبال می آورد پس خوب است که باشد. مدیریتی که به جای اداره تیم با هزینه هایش رسانه ها را اداره می کند. حالا یک مدیر از جیب اش هزینه می کند یکی دیگر از مغزش.

محمددادکان در دسته دوم قراردارد. از آنهایی که در فوتبال خرج زیادی نکرده اند اما خوب می دانند چطور در مورد فوتبال حرف بزنند. او محبوب است به خاطر اینکه در چند سال اخیر همیشه از همه چیز انتقاد کرده و خب فوتبال ایران هم که نه قهرمان جهان شده و نه قهرمان آسیا. پس لابد او می داند که کار درست چیست و روش های درست رسیدن به قهرمانی کدام است.او در روزهایی ازسال 1388 که انتقاد از دولت  خیلی متعارف نبود از یکی از معاونین رییس جمهور در برنامه زنده و تلویزیونی نود انتقاد کرد و همین انتقادها از او شخصیتی قهرمان ساخت . مردی عضو هیات موتلفه که افتخار می کرد مدال ش را از فلان رییس جمهور گرفته و در زمان رییس جمهور دیگر برکنارشده. دادکان در اصل بیش از این که نان موفقیت یا انتقادهای کارآمدش در فوتبال را بخورد نان انتقادکردن به دولتی را می خورد که در برهه ای از زمان اصلا محبوب نبود و البته کمتر کسی جرات داشت در صدا وسیما به آن انتقاد کند.

او درآن روزها انتقاد کرد و در همان دوره بارها برای بازگشت به ورزش مورد مذاکره قرار گرفت و البته به نتیجه نرسید و گفت که در آن دولت حاضر به کار کردن نیست. دولت تغییر کرد ، نقشه های سیاسی هم عوض شد اما نگاه به کارنامه دادکان  سبب شد که او دوباره در فهرست انتخابی دولت جایی نداشته باشد. او از دولت قبل برکنار شد و در دولت امروز هم پستی ندارد و خب به یکی از منتقدان تبدیل شده. 

البته که دادکان زمان خوبی را برای انتقاد کردن انتخاب کرده . زمانی که وزیر ورزش مدام مسیرهای اشتباه را می رود و به جای ایجاد آرامش در فوتبال به ایجاد جنجال درآن کمک می کند. دادکان در همین شرایط است که فرصت پیدا می کند از همه چیز و همه کس انتقاد کند. انتقادهای درست که به محبوبیت اش اضافه می کند. او حرف دل مردم را می زند و به این شیوه محبوب تر هم می شود. او معایب کفاشیان را به رو می آورد و همیشه هم از دخالت های وزارت ورزش بد می گوید. حرف های دادکان که اکثرا هم درست است حالا از او در میان هوادارانش شخصیتی ساخته که می تواند منجی فوتبال ایران باشد. مردی که می آید و فوتبال را درست می کند. اما این محبوبیت و این اطمینان خاطر بیش از اینکه به کارنامه مدیریتی دادکان مربوط باشد به صحبت هایش مربوط است.

فدراسیون فوتبال دادکان یک قهرمانی بازی های آسیایی دارد و یک حضور در جام جهانی که همه می دانند مدیون انتخاب و حمایت از برانکو به عنوان سرمربی تیم ملی است .این ها را همه می دانند اما شاید کمتر کسی یادش بیاید که محمد دادکان قبل از برانکو به انتخاب همایون شاهرخی به عنوان سرمربی تیم ملی اصرار داشت و رییس وقت سازمان تربیت بدنی مهرعلیزاده ،برانکو دستیار بلاژوویچ را به او تحمیل کرد.شاید اگر دادکان در همان روزها می توانست برحرف خودش بایستد اصلا تیم ملی به جام جهانی هم نمی رسید.

دادکان این روزها در حالی بله قربان گویی کفاشیان را زیر سوال می برد که خود زمانی به آن تن داده است.او روز گذشته حرف های مایلی کهن را در حالی دروغ خواند که فدراسیون تحت مدیریتش مثل فدراسیون فوتبال امروز پر بود با افرادی که با سفارش از دولت انتخاب شده بودند. او انتقادهای درستی از اشتباهات بد می کند ، اما همین اشتباهات را در زمان مدیریت خود انجام داده است. او در دوره ای بله قربان گو بوده و تیم ملی را به موفقیت رسانده و در دوره ای دیگر هم بله قربان گویی را کنار گذاشته و فوتبال ایران را با تعلیق به قهقرا فرستاده.

دادکان منتقد کفاشیان است ، منتقد وزیر ورزش هم هست ، منتقد قرارداد کی روش هم هست ، مایلی کهن را قبول ندارد ، در دوره ای منتقد صفایی فراهانی بوده و بعد با علی آبادی سرشاخ شده و در مورد علی سعیدلو هم نقدهایی داشته. تقریبا در چند سال اخیر مدیری نبوده که دادکان او را تایید کند و این نکته ای مهم در انتقادهای محمد دادکان است.انتقادهایی که درست هستند اما فقط یک منتقد آنها را انجام می دهد نه مدیری که خودش در نیمی از سال های مدیریت به همین مشکلات دچار بوده.

او به همه انتقاد می کند و خب راست هم می گوید همه به هرحال نقاط ضعفی هم دارند اما بازگویی نقاط ضعف دیگران نباید ضعف های دادکان را بپوشاند. او در روزهایی به منتقد اصلی فوتبال ایران و چهره منجی تبدیل شده که نقش اصلی را در رسیدن فوتبال ایران به امروز ایفا کرده است.

دعوای دادکان - علی آبادی همان دعوایی است که فوتبال ایران را به امروز رساند. فوتبالی که علی کفاشیان مدیرش است. این که آیا کفاشیان مدیری بد است یا خوب؟ در این بحث اصلا اهمیت ندارد. موضوع مهم این است که دادکان زمینه حضور کفاشیان در فوتبال را فراهم کرده.او کاری کرده که کفاشیان بیاید و حالا مدام از کفاشیان انتقادمی کند. جالب است که یک بار در هم در ذهن خود مرور نمی کند که اگر من سبب تعلیق فوتبال ایران نمی شدم ،کفاشیانی هم به فدراسیون فوتبال نمی آمد.

او با رییس ورزش سرشاخ شده و در نتیجه تعلیق فوتبال ایران و برگزاری انتخابات پس از 1.5 سال کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال شده و بر همین پست باقی مانده. پس اگر دادکان منتقد شرایط امروز است باید بداند که مسوول ترین فرد برای این روزهای فوتبال ایران خودش است نه کس دیگر. او اگر مدیر بود و می توانست مدیری غیرفوتبالی مانند علی آبادی را مدیریت کند امروز فوتبال ایران به این روز نمی افتاد.

فوتبال ایران پس از تعلیق مدت ها در دست کمیته انتقالی هدایت شد و مدل نگاه محمد دادکان سبب بازگشت داریوش مصطفوی ها به فوتبال و قدرت گرفتن نبی ها شد. شاید اگر دادکان می توانست با گفتمان ، مشکل اش را با علی آبادی حل کند امروز کار به اینجا نمی کشید.

 جالب اینکه او در برنامه ویژه خبری هم حاضر می شود و دوباره به همان سبک انتقادهایی می کند. انتقادهایی که به نظر می رسد از یک مغز برنامه ریز برای فوتبال ایران نشات گرفته. به نظر می رسد که او با این نگاه منتقد و جذاب برنامه هایی برای رهایی فوتبال دارد. او به محمود گودرزی بابت دخالت در فوتبال می تازد و بعد به کفاشیان بابت بله قربان گویی انتقاد می کند. او به قرارداد کی روش هم معترض است. همه حرف هایش هم درست به نظر می رسند اما راه حلی ارائه نمی دهد.یعنی او بدون اینکه راهکاری داشته باشد به همه چیز انتقاد می کند.

البته که وزیر نباید در فوتبال دخالت کند ، البته که کفاشیان باید استقلال داشته باشد، این درست که قرارداد کی روش باید درست و درمان بسته شود. اما مگر در دوره  دادکان از این مشکلات نبود؟ مگر خود محمد دادکان متعهد نشد که مالیات قرارداد برانکو را پرداخت کند؟ مگر خود او نبود که شرایط را برای خروج برانکو و فرار مالیاتی فراهم کرد؟پس چطور امروز به قرارداد کی روش و بندهایش معترض است؟

ماجرای برانکو و کی روش به کنار دادکان چطور از فدراسیون فوتبال امروز انتقاد می کند؟کفاشیان مدیری نیست که به این راحتی بشود از او دفاع کرد اما در حقیقت عملکرد او تا امروز بهتر از دادکان بوده. چون او به مدیران دولتی چشم گفته و فوتبال ایران را نابود نکرده اما دادکان با طفره رفتن از اجرای احکام دولت فوتبال را به این روز انداخته .

اصل ماجرا این است که اگر کسی بخواهد مقابل دخالت های دولتی در فوتبال محکم بایستد دوباره همان آش و کاسه ای است که زمان خود دادکان بود و فوتبال ایران را به بدختی کشاند. فوتبالی که در اثرزحمت های کشیده شده ، از جمله زحمت های خود دادکان ، در راه رشد قرار داشت اما یک رییس کارنابلد سازمان تربیت بدنی و یک مدیر پرمدعی فوتبالی عقیم اش کردند. وزیر ورزش بد است ، کفاشیان بد است ، قرارداد کی روش بد است مطرح شدن همه این ها خوب است به شرطی که منظور از طرح شان خود بزرگ بینی نباشد. مشروط به اینکه دادکان منظورش این نباشد که این ها بد هستند و من خوب هستم . منظورش این نباشد که این ها بروند که من بیایم. چون اگر این طور باشد فوتبال ایران طعم تلخ تعلیق را در دوره ایشان چشیده. گفتن همه این ها خوب است اما بدترین ایده این است که از رفتن کفاشیان ها مدیری مانند دادکان به فوتبال بازگردد. او باید باشد و انتقاد کند و اگر راهی بلد است پیشنهاد دهد.حذف کفاشیان و گودرزی فقط وقتی خوب است که به انتخاب بهتر از آنها منجر شود والا ماندن گودرزی و کفاشیان از جابه جایی با دادکان بهتر است حداقل خیالمان راحت است که دوباره فوتبال ایران را تعلیق نمی کنند . 

منبع عصرایران




طبقه بندی: تحلیل ورزشی،
[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ علی رضوی ]
.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :