تبلیغات
نارنج سبز ورزش و حاشیه ها

نارنج سبز ورزش و حاشیه ها
تحلیل ورزش و حاشیه های آن
نویسندگان
نظر سنجی
آیا ورزش کشور را در زمان علی آبادی موفق می دانید ؟



ابر برچسب ها
لینک های مفید
«کریستین لین» از نویسندگان واشنگتن پست در یادداشتی در وبسایت این روزنامه به تناقض میان اهداف اولیه بازی های المپیک و تاریخچه واقعی آن پرداخته است و خواستار تعطیلی این بازی ها شده است.

اگر یکی از شماهایی که الان این مطلب را می خوانید هنوز به «آرمان المپیک» باور دارید، لطفا با من تماس بگیرید: من استادیومی در «ریو دو جنیرو» دارم که مایلم به شما بفروشم.

بازی های المپیک در اصل قرار بود بر فساد و ناسیونالیسم غلبه کند، اما مدتهاست تحت تاثیر همین فساد و ملی گرایی بی آبرو و بدنام شده است. حالا المپیک در گیرودار موجی از رسوایی هاست که حتی با استانداردهای اسف بار این «جریان» ریاکار، شرم آور است.

تعیین اینکه کدام یک از این دو مسئله شنیع تر است کار راحتی نیست: اتهامات جدید و معتبری که حکایت از نقش روسیه در یک تمهید حکومتی مخفیانه برای استفاده از دوپینگ در المپیک زمستانی ۲۰۱۴ دارد، یا اینکه «کمیته بین المللی المپیک» مدیریت این رویداد را به یک رژیم دیکتاتوری سپرد که یک مأمور سابق و شهرت طلب «ک گ ب» در رأسش قرار دارد.

در همین حیص و بیص، زیر پای المپیک تابستانی ۲۰۰۸ در پکن (که آن هم یک ویترین دیکتاتوری دیگر است) خالی شده است و مشخص شده است که گویا ۳۱ ورزشکار از ۱۲ کشور مرتکب دوپینگ شده اند؛ ممکن است دیر یا زود یافته های مشابهی دامنگیر المپیک لندن ۲۰۱۲ شود.

بازرسان فرانسوی مشغول بررسی اتهاماتی هستند که یقه ی کمیته بین المللی المپیک را گرفته است و مدعی است توکیو برای دریافت میزبانی المپیک تابستانی ۲۰۲۰ سبیل کمیته را چرب کرده است، همانطور که در مورد وهله های پیشین المپیک هم چنین اتفاقی رخ داده است.

در برزیل که میزبان بازی های تابستانی المپیک ۲۰۱۶ است، پلیس و بازرسان به شواهدی دست یافته اند که نشان می دهد ساخت و ساز زیرساخت های مرتبط با المپیک به آتشفشانی از رشوه خواری و باج سبیل تبدیل شده است. آنهایی که احتمالا پایشان در این رسوایی دخیل است برخی از همان سیاستمدارانی هستند که شریک جرم رسوایی بزرگتری هستند که دولت برزیل را بی ثبات کرده است، آن هم درست در همان لحظه ای که این دولت باید توجه کامل خود را معطوف به امنیت و کارامدی بازی ها کند.

مسئولان کمیته بین المللی المپیک، در واکنش به این اخبار با لفت و لعاب مشتی کلمات تحویل شما می دهند که از آزردگی شان حکایت دارد و خاطیان را تهدید به اقدامات جدید می کنند، یعنی همان کاری که در نزدیک به یک میلیون موقعیت دیگر هم انجام داده اند.

این اصلاحاتی که قولش را می دهند هم مثل وعده و وعیدهای پیشین امید چندانی برای تحقق ندارد. واقعیت این است که انگیزه ها بر رفتار انسان ها تاثیر می گذارند. و شرکت کنندگان در المپیک، در تمام سطوح، با محرک ها و انگیزه های پر زوری روبرو هستند، چه محرک های مالی و چه انگیزه های سیاسی، که آنها را وادار به تقلب – یا تلاش برای تقلب – می کند؛ حالا این تقلب استفاده از داروهای نیرو افزا باشد، یا زدوبند در تعیین محل انجام بازی ها، یا به توبره کشیدن بودجه های دولتی که کشورهای میزبان قرض می کنند و به امید رونق های اقتصادی ناپایدار مثل آب خوردن خرج می کنند. و اجازه دهید دیگر بی خیال داوران و کارشناسان شوم.

المپیک سر جمع به تمسخر پر آب و تاب همان احساس ظریفی تبدیل شده است که زمانی «پیر دو کوبرتین» (موسس فرانسوی المپیک در دوران مدرن) اعلام کرد: «مسئله ی مهم در بازی های المپیک برنده شدن نیست بلکه شرکت جستن است؛ چه اینکه نکته ی اصلی در زندگی نه غالب شدن که خوب تکاپو کردن است».

در طول تاریخ که نگاه کنیم، مخصوصا اگر المپیک وقیح برلین در سال ۱۹۳۶ به میزبانی «آدولف هیتلر» را هم در نظر بگیریم، «منشور المپیک» هم به همین اندازه پوچ و تهی جلوه می کند: «هدف برگزاری بازی های المپیک، به خدمت گرفتن ورزش برای توسعه ی متوازن بشریت، و ترویج یک جامعه ی صلح آمیز با دغدغه ی حفظ کرامت انسانی، است».

در واقع، بارها شده است که المپیک به محملی برای منازعات بین المللی تبدیل شده است، همانطور که در بایکوت های متناوب آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد چنین شد، یا به مکانی برای حملات تروریستی تبدیل شده است، مثل حملاتی که در بازی های تابستانی ۱۹۷۲ و ۱۹۹۶ رخ داد. خطر تکرار چنین رخدادهایی، سایه ای اجتناب ناپذیر اما زشت بر بازی های المپیک می اندازد، همانطور که هر کدام از کشورهای میزبان نیروهای پلیسی و نظامی خود را برای پاسبانی از صلح و همدلی بین المللی بسیج می کند.

برخی دولت های میزبان وهله ی آماده سازی المپیک را دستاویزی قرار داه اند تا شر عناصر نامطلوب داخلی را کم کنند، چه مکزیک را در نظر بگیریم که دانشجویان معترض را قتل عام کرد تا مانع از بر هم خوردن نظم المپیک تابستانی ۱۹۶۸ در آن کشور شود، یا کره جنوبی که در المپیک تابستانی ۱۹۸۸ هزاران نفر از افراد بی خانمان را جمع آوری و بازداشت کرد که وجهه ی این کشور را خراب نکنند.

اگر بازی های المپیک نتوانسته است و نمی تواند اهداف بلند مرتبه ی خود را محقق کند، پس این تمرین چهارساله ی غول پیکری تجاری و دولتی دقیقا چه گلی به سر ما می زند، غیر از اینکه شبکه ی کسب و کارهای با هم مرتبط را ثروتمند کند و بر قدرت حکومت ها بیافزاید؟

فکرش را که می کنم، هیچ. رقابت ورزشی سطح بالا، در قالب مسابقات قهرمانی در تمام رشته های ورزشی، بیرون از المپیک هم جریان دارد.

اگر عاشق هیجان ورزش هستید، همانطور که خیلی از ما عاشقش هستیم، می توانید تماشاچی آن مسابقات باشید و حالش را ببرید. آن مسابقات هم تحت تاثیر مسائل تجاری و آلوده به رسوایی است؛ اما دست کم هیچ کدام ادعا نمی کنند که هدفشان «ترویج یک جامعه ی صلح آمیز» یا «حفظ کرامت انسانی» است.

دنیای بدون المپیک ممکن است هر دو سال هیجان کمتری را تجربه کند؛ و البته بسیار صادقانه تر خواهد بود.(ترجمه شفقنا)

 

منبع: Washington Post / Charles Lane




طبقه بندی: خبر ورزشی، تحلیل ورزشی،
[ یکشنبه 31 مرداد 1395 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ علی رضوی ]
.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :